به گزارش خبرگزاری حوزه، پرونده شبهات کربلا، برنامه ویژه رسانه رسمی حوزه برای دهه اول ماه محرم الحرام می باشد که حجت الاسلام رمضان نرگسی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ به سؤالات دینی با حضور در حوزهنیوز به برخی شبهات عاشورا پاسخ گفت که در این شماره به انتشار پاسخ شبههای با موضوع «چرایی قیام امام حسین(ع) از نگاه تاریخی» خواهیم پرداخت.
* شبهه:
آیا هدف اصلی امام حسین(ع) تشکیل حکومت اسلامی بود یا صرفاً انجام یک وظیفه الهی و اصلاحگری اجتماعی؟ شواهد تاریخی درباره این موضوع چه میگویند؟
* پاسخ شبهه:

اساساً این سؤال اشتباه است. چرا که وظیفه امام حسین (ع) — که وظیفهای الهی و اصلاحی اجتماعی است — در درون خود حکومت را نیز دارد. همانگونه که قرآن در سوره حدید، آیه ۲۵ میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». هدف از ارسال رسل و انزال کتب، قیام مردم به قسط است؛ یعنی حکومت اسلامی که مردم پرچمدار آن باشند و آن را مدیریت و تشکیل دهند، هر چند مدیریت باید از آن خدا باشد. بدنه اصلی حکومت و فعالیت آن این است که مردم به قسط قیام کنند.
وظیفه ولی خدا این است که برای رساندن مردم به این قیام به قسط، اصلاحگری کند — اصلاحگری اجتماعی، بصیرتافزایی و رشد فکری و فرهنگی مردم. نتیجه این رشد فکری و فرهنگی، تشکیل حکومت به ریاست ولی خداست؛ یعنی مردم خود باید ولی خدا را برای ریاست انتخاب کنند.
یکی از مشکلات ائمه (ع) در طول تاریخ تشیع این بود که اطرافیان آنان، نگاهشان به حکومت، نگاه سنتی بود. نگاه سنتی به حکومت آن است که فردی با زور اطرافیانش، قدرت را قبضه کند و بقیه مردم مطیع باشند. این شخص با زور شمشیر و سرنیزه از مردم سواری میگیرد، بر آنان مالیات میبندد، احکام را جاری میکند و هر طور دلش میخواهد حکومت میکند. این نگاه حتی در میان اطرافیان ائمه (ع) نیز دیده میشد؛ مثلاً سدیر صیرفی به امام صادق (ع) عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! کی میشود شما به قدرت برسید تا ما یک نفسی بکشیم؟» امام ناراحت شد و فرمود: «اگر قدرت به ما برسد، اساساً روز سختی ماست، روز نفس کشیدن ما نیست.»
در ماجرای شورش محمد بن عبدالله (نفس زکیه)، شورش عبدالله بن موسی و قیام زید، میبینیم که همگی میگفتند: «ما میخواهیم حق خود را بگیریم». یعنی به قدرت به عنوان حقی که از آنان دریغ شده نگاه میکردند. در حالی که در تفکر شیعه، قدرت اساساً با آن نگاه سنتی تفاوت دارد. در نگاه شیعه، قدرت از آن خداست، نه از آن حسن و حسین (ع) و تقی و نقی (ع). قدرتی که از آن خداست، توسط مردم به ولی خدا تفویض میشود. ولی خدا میآید تا زمینه حکومت خدا را فراهم کند. حتی امام حسین (ع) اینگونه نیست که خود را برای رسیدن به قدرت برانگیزد.
تا زمانی که نگاه ما به قدرت، همان نگاه سنتی حاکم بر جهان باشد، این مشکل باقی است. باید نگاه خود را به قدرت در نگاه توحیدی تغییر دهیم. به همین دلیل است که حکومت سلاطین و خلفا، شرکآلود است. در مقبوله عمر بن حنظله، وقتی راوی میپرسد: «آیا میتوانم به حکومت رجوع کنم؟» امام میفرماید: «نه». سپس میگوید: «اگر به حکومت رجوع کنید، این در حد شرک به خداست.» یعنی رجوع به حاکم ظالم، به معنای سهیم کردن آن حاکم در قدرت خداست.
بنابراین، در پاسخ به این سؤال که آیا هدف اصلی امام حسین (ع) تشکیل حکومت اسلامی بود یا صرفاً انجام وظیفه الهی و اصلاحگری اجتماعی، باید گفت: امام حسین (ع) و همه ائمه (ع) و اولیای الهی، حتی رسول الله (ص)، حکومت جزئی از اصلاحگری اجتماعی آنان بود. شواهد تاریخی این مطلب را تأیید میکند. کلیدواژه «انجام تکلیف» در همه جا از زبان ائمه (ع) صادر شده است. هنگامی که علی اکبر (ع) در منزل «ثعلبه» کلمه استرجاع را از امام شنید و پرسید: «چه شده است؟» امام فرمود: «ملکی به من گفت که به سوی مرگ میروی». علی اکبر عرض کرد: «آیا ما بر حق نیستیم؟» امام فرمود: «چرا». علی اکبر گفت: «پس باکی نداریم». اینجا همین نکته را میرساند که اساس برنامه ما، وظیفه الهی است و بر اساس تکالیف خود عمل میکنیم. این تکالیف عبارت است از اصلاحگری اجتماعی، بصیرتافزایی مردم، اصلاح مردم و رشد دینی مردم. رشد دینی مردم مساوی است با قیام به قسط، و قیام به قسط یعنی واگذاری حکومت به ولی خدا.










نظر شما